خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
نشریه نیویورکر در تحلیلی با اشاره به ادعاهای پنتاگون مبنی بر «پیروزی قاطع» در جنگ شش هفته ای علیه ایران، این اظهارات را مصداق غرور و خطای راهبردی واشنگتن توصیف کرد. این رسانه آمریکایی تصریح نمود که علیرغم حملات گسترده، تنگه هرمز همچنان تحت کنترل جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و آمار تردد شناورها نشان می دهد که این آبراه راهبردی عملاً بازگشایی نشده است.
نیویورکر با اشاره به اینکه ایران اکنون حق دریافت عوارض میلیون دلاری برای عبور کشتی ها را تثبیت کرده، تأکید کرد که دولت ترامپ به هیچ یک از اهداف اعلام شده خود از جمله نابودی برنامه هسته ای، زرادخانه موشکی یا تغییر ساختار سیاسی ایران دست نیافته است. این نشریه به نقل از تحلیلگران جهانی نوشت که ایالات متحده در این نبرد متحمل خسارات سنگین نظامی و حیثیتی شده و خود را در موقعیتی ضعیف تر از پیش قرار داده است.
در پایان، نیویورکر اذعان داشت که جمهوری اسلامی ایران با حفظ توان بازدارندگی و کنترل شریان حیاتی انرژی جهان، عملاً از این آزمون نظامی سربلند بیرون آمده و این درگیری را باید نمونهای از یک خودزنی راهبردی برای واشنگتن قلمداد کرد.
گاردین در گزارشی نوشت که کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، در پی بازنگری در ترتیبات امنیتی خود و افزودن شرکای جدید دفاعی هستند. بر اساس این گزارش، این کشورها اذعان دارند که پایگاههای نظامی آمریکا در خاک آنها، این کشورها را به اهداف حملات تلافی جویانه ایران تبدیل کرده است.
گاردین می افزاید دولت های عرب منطقه اعلام کرده اند نمی توانند تداوم کنترل تنگه هرمز از سوی ایران را تحمل کنند، چرا که بخش عمده تجارت آنها از این آبراه می گذرد. این گزارش به اختلاف نظر میان کشورهای منطقه اشاره دارد؛ به گونه ای که امارات و بحرین رویکردی سختگیرانه تر اتخاذ کرده اند، اما عربستان سعودی از طریق تماس تلفنی وزیر خارجه اش با تهران خواستار کاهش تنش ها شده است.
این رسانه انگلیسی به نقل از تحلیلگران نوشت که منطقه باید به سمت شراکت با قدرت های میانی نظیر ترکیه و پاکستان حرکت کرده و از اتکای صرف به واشنگتن فاصله بگیرد. همچنین به امضای پیمان های دفاعی جدید با هند و اوکراین اشاره شده است. گاردین در پایان خاطرنشان ساخت که هزینه های بازسازی زیرساخت های آسیب دیده ممکن است برنامه های اقتصادی عربستان سعودی موسوم به چشم انداز ۲۰۳۰ را تحت تأثیر قرار دهد.
اوون جونز،تحلیلگر روزنامه گاردین در مقاله ای نوشت که تعجب از وقوع جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بی مورد است، چرا که این رویداد نتیجه مستقیم عادی سازی جنایات در غزه از سوی سیاستمداران و رسانه های غربی است. به نوشته وی، تهدید دونالد ترامپ به نابودی تمدن ایران، بازتابی از ویرانی ای است که پیشتر در غزه رخ داد و با سکوت معنادار غرب همراه شد.
جونز تصریح می کند که جامعه جهانی با نادیده گرفتن کشته شدن بیش از ۲۰ هزار کودک فلسطینی و تخریب بیمارستان ها و مدارس غزه، عملاً راه را برای تکرار این فجایع در ایران و لبنان هموار ساخت. این تحلیلگر گاردین می افزاید که اکنون بهای آن سکوت و بزدلی رسانه ای را غیرنظامیان لبنانی با تحمل بیش از ۱۰۰ حمله هوایی در یک روز می پردازند.
در پایان این مقاله آمده است که عادی سازی جنایات جنگی در غزه، مرز میان امور مجاز و غیرقابل تصور را از میان برداشته و جهانیان باید به خاطر داشته باشند که سیاستمداران و رسانه هایی که اکنون ابراز نگرانی می کنند، خود در ساخت این جهان پرخشونت سهیم بوده اند.
روزنامه کانادایی د گلوب اند میل در تحلیلی با عنوان «ایران پیروز شد؛ تقریباً هر کس دیگری باخت»، به بررسی پیامدهای جنگ شش هفته ای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخت. این رسانه صریحاً اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران، تنها برنده این مناقشه بوده است.
بر اساس این گزارش، تهران با بهره گیری از موقعیت جغرافیایی و توانمندی های نامتقارن خود، ضمن مسدودسازی تنگه هرمز و دریافت عوارض عبور، ثابت کرد که می تواند همسایگان و ابرقدرت حامی آن ها را به زانو درآورد. در مقابل، آمریکا به دلیل فقدان راهبرد مشخص، دچار یک شکست راهبردی شده و نتوانست به اهداف اعلامی خود از جمله تغییر نظام یا تسلیم بی قیدوشرط دست یابد.
د گلوب اند میل همچنین رژیم صهیونیستی را بازنده خواند و نوشت که این جنگ به جای تضعیف تهران، به قدرتمندتر شدن نظام جمهوری اسلامی منجر شد. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیز به دلیل وارد آمدن خسارات سنگین اقتصادی و زیرساختی در زمره بازندگان این نبرد معرفی شدند. در پایان، چین به واسطه بی اثر شدن سیاست های واشنگتن در منطقه، دیگر برنده این تحولات قلمداد گردید.
رسانههای عربی و منطقهای
سایت عربی ۲۱ با توجه به تحمیل شروط ایران به آمریکا برای توافق اولیه آتش بس نوشت: در همین رابطه ژنرال اسرائیلی، اسحاق بریک، نسبت به قدرتمندتر شدن ایران پس از جنگی که واشنگتن و تلآویو علیه آن به راه انداختند، همراه با تمایل آن به انتقام، هشدار داد. بریک در مقالهای که در روزنامه عبری معاریو منتشر شد، اظهار داشت: "ایران قویتر باز خواهد گشت و زمان در حال گذر است."
وی خاطرنشان کرد که "این فرصت حدود یک سال پیش در طول جنگ ۱۲ روزه به وجود آمد، زمانی که هواپیماهای ما به زیرساختهای موشکی، راکتی و پهپادی ایران حمله کردند و واشنگتن بعداً به آنها پیوست و خسارات قابل توجهی به تأسیسات هستهای وارد کرد."
بریک ادامه داد: "اسرائیل و ایالات متحده با احساس پیروزی از این کارزار بیرون آمدند و معتقد بودند که قابلیتهای ایران سالها از آنها سلب شده بود؛ اما واقعیت کاملاً متفاوت بود. ایرانیها با کمک چین و روسیه توانستند قابلیتهای متعارف خود را تنها در هشت ماه بازیابی کنند و این به خودی خود یک تهدید وجودی برای اسرائیل است."
وی ادامه داد: «برخلاف اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در مورد نابودی سلاحهای هستهای، مشخص شده است که ایران هنوز ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد در اختیار دارد.
وی افزود: اگر نفرت ایرانیان از اسرائیل قبل از جنگ ۱۲ روزه برافروخته شده بود، از آن زمان میل به انتقام در قلبهایشان دوباره شعلهور شده است.
الجزیره با توجه مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا در پاکستان و همزمان حملات اسرائیل به لبنان نوشت: در سومین روز از توافق آتشبس بین ایالات متحده و ایران، ایران به طرف پاکستانی اطلاع داده است که قصد ندارد قبل از دستیابی به آتشبس در لبنان، در مذاکرات صلح با طرف آمریکایی در اسلامآباد شرکت کند.
ایران همچنین گزارشهای مربوط به ورود هیئت مذاکرهکننده خود، شامل عباس عراقی، وزیر امور خارجه و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، به پایتخت پاکستان را تکذیب کرد.
این در حالی است که بحثهای مداومی در مورد اینکه آیا توافق آتشبس، همانطور که تهران و اسلامآباد معتقدند، شامل لبنان نیز میشود یا بر اساس موضع واشنگتن و تلآویو، لبنان استثناء است.
از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، تأیید کرد که عملیات نظامی در لبنان ادامه دارد و تأکید کرد که توقف خصومتها منوط به دستیابی به سه هدف اصلی است: بازگرداندن امنیت به ساکنان شهرکهای شمالی، خلع سلاح حزبالله و دستیابی به توافق صلح.
در میدان نبرد، حزبالله اعلام کرد که اسرائیل شهرکها را با موشک، خمپاره و پهپاد هدف قرار میدهد و متعهد شد که حملات خود را تا زمان توقف تجاوز اسرائیل علیه لبنان ادامه دهد.
وب سایت "معکم ۲۴" در مقاله ای به قلم عبدالباری عطوان، نویسنده و تحلیلگر سیاسی نوشت: ایران در خنثی کردن طرح آمریکایی-اسرائیلی در منطقه، موفق عمل کرد و به یک «پیروزی استراتژیک»، دست یافته است.
عطوان گفت: مقاومت ایران و توانایی آن در پاسخ به فشارهای نظامی و سیاسی، نشاندهنده تغییر در توازن قدرت منطقهای است. او اظهار داشت که تهران، به نظر او، توانسته است ضربات را جذب کند و اهداف مورد نظر ایالات متحده و اسرائیل را، چه از نظر نظامی و چه از نظر سیاسی، خنثی کند.
عطوان انسجام مداوم جبهه داخلی ایران با وجود فشارها و تحریمها، عدم دستیابی به اهداف اعلام شده عملیات نظامی علیه ایران، نقش منطقهای رو به رشد تهران در معادلات امنیتی خاورمیانه و توانایی ایران در استفاده از اهرمهای استراتژیک مانند تنگه هرمز را نشانه های پیروزی ایران دانست.
المیادین در گزارشی به اوضاع شکننده توافق ایران و آمریکا با میانجی گری پاکستان اشاره کرد و به نقل از منابع ایرانی نوشت: گزارشهای مربوط به ورود هیئت مذاکرهکننده ایرانی به اسلامآباد، پایتخت پاکستان، کذب است.
در گزارش المیادین آمده است: این منابع تأیید کردند که به کشورهای میانجی، از جمله پاکستان، اطلاع داده شده است که ایران در حالی که حملات اسرائیل به لبنان ادامه دارد، در مذاکرات شرکت نخواهد کرد.
این منابع افزودند که ایالات متحده فرصت محدودی برای مهار اسرائیل دارد، در غیر این صورت مذاکرات آتشبس از هم خواهد پاشید.
ایران بر تعهد ایالات متحده و اسرائیل برای گنجاندن لبنان در توافق آتشبس حاصل از میانجیگری پاکستان اصرار دارد.
موضوع لبنان و آتشبس در آنجا، پیشنیاز و شرط غیرقابل مذاکره برای ورود تهران به هرگونه فرآیند مذاکره جدید است. وزیر دفاع پاکستان نیز به نوبه خود اظهار داشت که اسرائیل، در حالی که مذاکرات صلح در اسلام آباد در حال انجام است، در لبنان مرتکب نسلکشی میشود.
شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، اعلام کرده بود که ایران و ایالات متحده، به همراه متحدانشان، بر سر آتشبس فوری در همه جا، از جمله لبنان، توافق کردهاند تا فوراً اجرا شود. با این حال، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، با حمایت آمریکا این توافق را نقض کرد و آمریکا نیز ادعا کرد که این توافق شامل لبنان نمیشود.
حقّی اویغور، کارشناس مسائل ایران معاون رئیس دانشگاه سازمان اطلاعات ترکیه در مقالهای در خبرگزاری آناتولی نوشت: با نگاهی به شروط دهگانه ایران که توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تأیید شده و «پایهای قابل کار» توصیف گردیده بود، میتوان گفت جنگ برای آمریکا و اسرائیل با شکست و ناامیدی بزرگی پایان یافته است. زیرا در حالیکه طرح اولیه آمریکا شامل اهدافی مانند «تغییر نظام، تسلیم بدون قید و شرط، بازگرداندن ایران به عصر حجر و نابودی تمدن» بود، پیشنویس ایران دربرگیرنده دستاوردهای مهم و بلندمدتی چون لغو تمامی تحریمها، بازگرداندن داراییهای بلوکهشده و کنترل تنگه هرمز است.
هرچند دولت ترامپ بعدها اعلام کرد که پیشنویس دهگانه ایران را به رسمیت نمیشناسد، اما نارضایتی در اسرائیل و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس و همچنین حملات خشمگینانه اسرائیل به لبنان پس از آتشبس، نشان میدهد که طرح ایران عملاً معتبر تلقی شده است. میتوان گفت ترامپ در لحظهای که دچار عصبانیت شدید و اظهارات تند و همراه با توهین شده بود، به چنین عقبنشینیای تن داده است.
رسانههای چین و روسیه
راشا تودی در تحلیلی در مورد آینده منطقه می نویسد: پس از تهدیدهای آخرالزمانی ترامپ، ناگهان تنش کاهش یافت و آتشبس دو هفتهای میان آمریکا و ایران (با میانجیگری پاکستان) برقرار شد. این سناریویی بود که از ابتدا محتملتر به نظر میرسید. واقعیت جدید این است که خلیج فارس عملاً «پارسی» میشود: ایران کنترل مؤثر کشتیرانی را در دست دارد و به نظر میرسد آمریکا این وضعیت را میپذیرد.
سه سناریو برای آینده مطرح است:
۱. آتشبس طولانی (ماهها یا سالها): در این حالت، کشورهای عربی به سمت ساخت سامانههای دفاع هوایی ارزانقیمت و متنوعسازی مسیرهای لجستیک (خطوط لوله به دریای سرخ) میروند، اما جغرافیای خلیج فارس امکان حفاظت کامل را به آنها نمیدهد. آنها احتمالاً ترجیح میدهند بابت عبور امن به ایران هزینه بپردازند (حدود ۲ میلیون دلار برای هر نفتکش). نظم منطقهای جدید بر پایه پرداخت خراج به قدرت مسلط (ایران) شکل میگیرد که منطبق با سنت سیاسی محلی است.
۲. تشدید مجدد جنگ: اگر جنگ در دو هفته آینده از سر گرفته شود، ائتلاف آمریکا و اسرائیل دو گزینه دارد: بمباران استراتژیک سنگین (که به دلیل آسیبپذیری بمبافکنها و احیای توان موشکی ایران، بسیار پرهزینه است) یا عملیات زمینی (که تلفات سنگین و دستاورد اندک دارد). تشدید جنگ میتواند به بحران مالی جهانی و افزایش نرخ موفقیت حملات ایران به اسرائیل (از ۳٪ به ۲۷٪) منجر شود.
۳. درگیری سطح پایین با کنترل ایران بر تنگه هرمز: محتملترین سناریو. در این وضعیت، تنش و تبادل پراکنده آتش به حالت عادی تبدیل میشود. ایران گاهی تنگه را موقتاً میبندد و جهان تا زمانی که جریان نفت ادامه دارد، با این ریسک مزمن کنار میآید.
راشا تودی در تحلیلی نوشت: جنگ علیه ایران شوک عظیمی به بازار انرژی اروپا وارد کرده و بحرانی عمیقتر از همهگیری کرونا و آغاز جنگ اوکراین ایجاد کرده است. با مسدود شدن تنگه هرمز، اروپا با کمبود ۱۱ میلیون بشکه نفت در روز (بیش از مجموع دو بحران بزرگ نفتی تاریخ) مواجه شده و قیمت سوخت دو برابر شده، خطوط هوایی مانند لوفتهانزا مجبور به زمینگیری هواپیماها شدهاند و قبض واردات سوخت اتحادیه اروپا ظرف چند هفته ۱۴ میلیارد یورو افزایش یافته است.
در حالی که زندگی مردم عادی تحت تأثیر تورم، رکود و کاهش پسانداز قرار گرفته، رهبران اروپایی پاسخ مناسبی ندارند. کمیسر انرژی اروپا به مردم توصیه کرده از خانه کار کنند و آهسته رانندگی کنند! سیاستهای اتحادیه اروپا همچنان بر تحریم کامل انرژی روسیه اصرار دارد، در حالی که نیاز مبرم به انعطاف وجود دارد.
راشا تودی در تحلیلی نوشت: ترامپ پس از اعلام آتشبس با ایران، از آغاز «عصر طلایی جدید» در خاورمیانه سخن گفته است. با وجود ریسکپذیری کاخ سفید، شانس توقف درگیری حداقل است. اما واقعیت اصلی این است: در برابر مقاومت تعیینکننده ایران، آمریکا عقبنشینی کرد. هیچیک از خواستههای اولیه مانند «تسلیم بیقیدوشرط ایران» برآورده نشد و واشنگتن به جای تشدید کنترلنشده جنگ، عقبنشینی عقلانیتر را برگزید.
ایران تابآوری بالایی نشان داد و فرضیه محوری کارزار آمریکا و اسرائیل (سرنگونی جمهوری اسلامی با یک ضربه قاطع) را باطل کرد. تهران میدان درگیری را گسترش داد و ثابت کرد هزینه تشدید درگیری فقط محدود به اهداف نظامی نیست. محور مقاومت نیز با وجود آسیبهای جدی، همچنان یک عامل استراتژیک باقی مانده است. تلاش برای خنثیسازی نفوذ ایران نتیجه عکس داده و وزن منطقهای ایران کاهش نیافته است.
مذاکره با ایران اکنون اجتنابناپذیر است. کشورهای حاشیه خلیج فارس به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمیتوانند امنیت خود را صرفاً در ازای پرداخت پول و وفاداری به آمریکا برونسپاری کنند و به دنبال شرکای جدیدی مانند چین، روسیه و جنوب آسیا هستند. اسرائیل نیز به اهداف اعلامی خود نرسیده و نفوذ ایران همچنان پابرجاست.
لذا آمریکا همچنان قدرتمند است، اما دیگر نمیتواند به هر قیمتی اراده خود را تحمیل کند. این رویداد گامی دیگر به سوی جهانی است که در آن زور کمتر تعیینکننده است و فرضیههای کهن درباره قدرت مطلق آمریکا منسوخ میشوند.
به گفته علی رزق، تحلیلگر امنیتی مستقر در بیروت در گفتگو با اسپوتنیک، آمریکا هنگام حذف لبنان از توافق آتشبس، اهمیت آن را برای ایران دست کم گرفت. ایران با بازپسگیری کنترل تنگه هرمز به آمریکا میگوید: اگر خواهان موفقیت این توافق هستید، بر اسرائیل فشار آورید تا حملات به لبنان را متوقف کند. نخستوزیر پاکستان (میانجیگر) به وضوح اعلام کرده که لبنان بخشی از توافق است، اما اسرائیل و آمریکا میگویند چنین نیست. ایران خود را در موقعیت قوی میبیند و معتقد است شکستی راهبردی را بر آمریکا تحمیل کرده، بنابراین از هیچ یک از شرایط خود عقبنشینی نمیکند. با این حال، تا زمانی که نشست اسلامآباد لغو نشده، همچنان امیدی به تداوم تلاشها برای تداوم آتشبس وجود دارد.
اسپوتنیک در تحلیلی نوشت: آتشبس شکننده میان آمریکا و ایران برقرار است و این در حالی است که ترامپ به دنبال مصالحه بر سر تنگه هرمز است. ایران طرح ده مادهای شامل عدم تعرض، کنترل ایران بر تنگه هرمز، مجوز غنیسازی اورانیوم، لغو همه تحریمها، پایان قطعنامههای سازمان ملل و آژانس، غرامت، خروج نیروهای آمریکایی و توقف خصومت در همه جبههها را ارائه داده است. پروفسور عاصم سجاد اختر، استاد اقتصاد سیاسی، وضعیت آمریکا را «شکست استراتژیک از همه جهات» توصیف کرده و معتقد است ایران حتی با این هزینه سنگین آمریکا، پیروز میدان بوده است. محتملترین نتیجه، مصالحه بر سر برخی تحریمهاست، اما بعید است آمریکا تضمین کلی عدم تعرض بدهد. هدف اصلی آمریکا بازگشایی تنگه هرمز است که تحقق آن هم بعید است.
کارشناس ژاپنی به خبرگزاری تاس روسیه گفت: آتشبس فعلی بین ایالات متحده و ایران بسیار شکننده است، زیرا توافق دو طرف بر سر شمار زیادی از مسائل از جمله برنامه هستهای تهران دشوار خواهد بود.
تسونئو واتانابه، عضو ارشد بنیاد صلح ساساکاوا، افزود: «برای آمریکا و ایران هر دو ضروری بود که پیروزی را به حامیان خود اعلام کنند؛ حامیانی که از هیچ امتیازدهی به دشمنشان خشنود نیستند. به نظر من این راهی سازنده برای حضور آنها پای میز مذاکره است.»
واتانابه معتقد است آمریکا و ایران بر سر «مسائل جنجالی مانند توسعه هستهای ایران» به توافق نخواهند رسید. این کارشناس نتیجهگیری کرد: «باید بپذیریم که آتشبس فعلی بسیار شکننده است.»
شینهوا در تحلیلی نوشت: آتشبس موقت میان آمریکا و ایران و فرصت دو هفتهای مذاکره، شانس نادری برای کاهش تنش فراهم کرده است. اما چالش اصلی نه شروع مذاکرات، که حفظ اعتماد است؛ و سابقه آمریکا در این زمینه به شدت مورد تردید است. خروج یکطرفه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگرداندن تحریمها، ضربه بزرگی به اعتماد متقابل زد. همچنین اقدامات نظامی همزمان با مذاکرات دیپلماتیک، بیاعتمادی تهران را تشدید کرده است.
اختلافات عمیق در اولویتها و انتظارات دو طرف وجود دارد و بدون تضمین قابل قبول برای حسننیت در دیپلماسی، حتی بهترین پیشنهادها نیز با سوءظن مواجه میشوند. آمریکا باید از نگاه تاکتیکی به مذاکرات (برای خرید زمان یا افزایش فشار) دست بردارد و از به کارگیری زور یا تهدید ایران به عنوان اهرم چانهزنی پرهیز کند. تاریخ نشان داده که نیروی نظامی نمیتواند صلح پایدار بیاورد. آتشبس فعلی فقط یک فرصت است، نه پایان کار. اگر درِ صلح گشوده شود، نباید به راحتی بسته گردد.
سی جی تی ان در یک یادداشت تحلیلی به هزینهها و درسهای جنگ علیه ایران برای آمریکا میپردازد. ایالات متحده تاکنون در این جنگ حدود ۴۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم داشته است، ضمن اینکه هزینههای غیرمستقیم مانند افزایش قیمت بنزین فشار مضاعفی به خانوارهای آمریکایی وارد کرده است. از نظر ژئوپلیتیکی، متحدان آمریکا (اسپانیا، ایتالیا، بریتانیا، فرانسه) همکاری کاملی با امریکا نداشته اند و اختلال در جریان گاز طبیعی اروپا را به سمت روسیه سوق میدهد. از نظر سیاسی، محبوبیت ترامپ به پایینترین حد رسیده و حتی حامیان اصلی در حال فاصله گرفتن هستند.
لذا هیچ راهحل نظامی برای این مشکل سیاسی وجود ندارد. ریشههای درگیری (برنامه هستهای صلحآمیز ایران و تحریمهای آمریکا) برجای باقی مانده است. آتشبس فعلی در بهترین حالت کانالی برای مذاکره است، اما اینکه واشنگتن دیپلماسی را دنبال کند یا اشتباهات گذشته (مانند حمله به عراق) را تکرار کند، تعیینکننده خواهد بود.
رسانههای رژیم صهیونیستی
وای نت نیوز اسرائیل در تحلیلی استدلال میکند که زمان مذاکره مستقیم و مؤثر بین اسرائیل و لبنان فرا رسیده است. زیرا لبنان یک کشور دارای اکثریت شیعه یا رادیکال نیست و با اسرائیل منافع مشترک دارد. مذاکره مستقیم میتواند پیوند تهران و بیروت را قطع کند و حزبالله را تضعیف نماید. از سوی دیگر اقدام نظامی قاطع در کنار استفاده از دیپلماسی از موضع قدرت، الگوی درستی در خاورمیانه است. لبنان حتی میتواند در بلندمدت به پیمانهایی مثل ابراهیم بپیوندد، زیرا روابط با امارات و عربستان برایش از ایران مهمتر است.
همچنین اقدامات عملیاتی اسرائیل مانند عملیات «پیکانهای شمالی» حزبالله را عقب رانده و زرادخانه موشکی آن را کاهش داده است. هرچند نمیتوان گروههای همراه با ایران را به طور کامل برچید، اما میتوان واقعیت بهتری خلق کرد. با سقوط اسد و از دست رفتن کریدور علاوه بر این، قطع ارتباط زمینی ایران با لبنان به خاطر سقوط اسد و همچنین مذاکرات مستقیم آمریکا و ایران، زمان مناسبی برای قطع محور دیپلماتیک تهران-بیروت به وجود آورده است.
دولت لبنان خود خواهان مسیر متفاوتی است. ادامه مذاکره زیر آتش محدود مطلوب است. نباید اجازه داد حزبالله «قواعد درگیری» پیشین خود را بازگرداند. اسرائیل باید با مانور محدود اما مؤثر، حملات هوایی و حذف نیروها، تهدید را از شمال خود دور کند. حفظ کنترل تا رود لیتانی (حتی از طریق تسلط هوایی) یک برگ برنده قوی در مذاکرات خلع سلاح حزبالله است.
تایمز اسراییل در تحلیلی می نویسد: نتانیاهو پس از پایان جنگ با ایران بدون پیروزی قاطع، تنها با وعدههای مبهم روبهرو شده است. ترامپ به سمت مذاکره با تهران حرکت میکند، امری که میتواند میلیاردها دلار به سمت ایران سرازیر کرده و بازسازی نظامی آن را تسهیل کند.
با وجود ادعای پیروزی از سوی آمریکا و اسرائیل، نشانهای از پذیرش امتیاز هستهای توسط ایران دیده نمیشود. بازگشایی تنگه هرمز نیز دستاوردی عجیب است، زیرا ایران قصد دارد از طریق آن عوارض سنگین دریافت کند. زیرساختهای نظامی ایران آسیب دیده اما قابل بازسازی است. نتانیاهو پس از جنگهای ناتمام در غزه و لبنان و عدم توانایی در تابودی قطعی دشمنان، اکنون با وعدههای مشابه درباره ایران روبهروی رأیدهندگان اسرائیلی قرار گرفته است. او نتوانسته از فرصت رویایی جنگ مشترک با ترامپ برای سرنگونی نظام ایران استفاده کند. در آستانه انتخابات، اگر نتایج جنگها تغییر چشمگیری نکند، ممکن است نتانیاهو برای بازگشت مجدد به جنگ، دیگر در قدرت نباشد.
روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت: اسرائیل با ادامه حملات سنگین به لبنان ( که تنها در یک روز ۲۰۳ کشته و بیش از ۱۰۰۰ زخمی بر جای گذاشت) در حال بازی با آتش است. این حملات آتشبس با ایران و ثبات کل منطقه را به خطر انداخته؛ بهطوری که ایران روز چهارشنبه نزدیک بود به نقض آتشبس توسط اسرائیل پاسخ دهد.
نتانیاهو که پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامشده در جنگ علیه ایران، سعی دارد تصویر امنیتیِ خدشهدار شده خود را بازسازی کند، به جای پذیرش اشتباه استراتژیک خود (نداشتن راهبرد و کنار گذاشتن دیپلماسی)، لبنان را به کشتارگاهی تبدیل کرده تا بر ویرانههای آن فریاد «پیروز شدم» سر دهد. او با گروهی از آتشافروزان احاطه شده است.
نویسنده مدعی است درد ساکنان شمال اسرائیل و تقاضای آنها برای «نابودی حزب الله» قابل درک است. اما یک رهبری شجاع و غیرپوپولیست باید واقعیت را روشن کند: خلع سلاح حزب الله غیرممکن است، زیرا اعضای آن در سراسر لبنان ریشه دواندهاند؛ دستیابی به همه آنها مستلزم فتح و اشغال کامل لبنان است و نابودی کامل زرادخانه حزب الله نیز شدنی نیست. روز پنجشنبه گزارش شد که ترامپ از نتانیاهو خواسته حملات را کاهش دهد و نخستوزیر اسرائیل دستور آغاز مذاکره مستقیم با دولت بیروت را داده است. امید میرود که این حرفها فقط برای رفع تکلیف نباشد و با عمل همراه شود. تنها راه تضعیف حزب الله، امضای توافق با دولت لبنان و همزمان تقویت ارتش لبنان و نهادهای امنیتی این کشور است.
هاآرتص در تحلیلی نوشت: تهدید اخیر دونالد ترامپ مبنی بر نابودی تمدن ایران، موقتاً و با واکنش جهانی مهار شد، اما اسرائیل در برخورد با تهدید ایران و متحدانش از آمریکا هوشمندانهتر عمل کرده است. در حالی که جهان از سخنان صریح و تهدید رئیس جمهور آمریکا به نسل کشی ایرانیان به خود لرزید، اسرائیل بدون آنکه اعتراض جدی بینالمللی مانعش شود، سالهاست که سیاست تخریب و نابودی را در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه دنبال میکند. زبان عقل و منطق که برای تحلیل تهدید ترامپ به کار رفت، هرگز نتوانسته است دیوانگی جنگافروزانه اسرائیل را به چالش بکشد.
اسرائیل به راحتی میتواند از جبهه ایران چشم بپوشد، چون سایر جبههها هنوز فعال و پابرجا هستند. حملات علیه فلسطینیها در غزه، کرانه باختری و حتی داخل خط سبز (اسرائیل اشغالی)، و نیز حملات به لبنان و سوریه، همگی با بهانههای مختلف، سلاحهای متنوع و پشتیبانی گسترده در داخل اسرائیل ادامه دارند. تمام این حملات ـ چه با توجیه نظامی، چه با زمزمه آیات کتاب مقدس ـ در جامعه اسرائیل از حمایت گستردهای برخوردارند، در حالی که بهای سنگین آن را همه ملتهای منطقه و نسلهای آینده خواهند پرداخت.
ناکامی زبان عقل در نفوذ به جنون جنگی که اسرائیل به مدت ۸۰ سال ساخته و به نسل بعد منتقل کرده، مایۀ تأسف عمیق است. اسرائیل با جمعیتی ۷.۵ میلیون یهودی در میان صدها میلیون مسلمان، همچنان معتقد است که میتواند با زور اسلحه (و به گفته منابع خارجی، با تکیه بر زرادخانه هستهای خود) حضوری خصمانه، آوارهکننده و نابودگر را بر منطقه تحمیل کند. تمدنها هرچند کوچک و چندین بار درهمکوبیده شده باشند، باز هم تمدن هستند؛ اما اسرائیل با ادامه جنگ در همه جبههها به جز ایران، نشان میدهد که از درسهای تاریخی و هزینههای انسانی و زیستمحیطی جنگ هیچ عبرتی نمیگیرد.
۰۴:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۲


نظر شما